|
سُبْحانَكَ يا لا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا رَبِّ
منزهى، تو اى آنكه جز تو معبود برحقى نيست
به فرياد رس، به فرياد رس،
ما را از آتش خلاص كن
الهی ، مانده ام در غفلت و خواب
بگرداب گناهان گشته غرقاب بحق عاشقان بی قرارت
مرا از قعر این گرداب دریاب
این پست رو میشه بهانه ای دونست که خواستم از پستای بلاگ 360 ام که چندروز دیگه حذف میشه استفاده کنم!
نمی دونم چقدر به مرگ فکر می کنین، یا براتون مهمه ! اما خب حقیقتیه که نمی شه فراموشش کرد، یا به نوعی ازش فرار کرد! حدودا دوماه پیش که تولدم بود، قسمت بود که همون روز در مراسم ختم یک عزیزی هم شرکت کنم! همین قضیه باعث شد که اونروز بیشتر از همیشه به این فکر بیفتم که هرچند سنم زیادتر شده اما از طرفی به مرگ هم نزدیک ترشدم! این حکایت زیر که آخرین پست بلاگ 360 ام هست رو پیشنهاد می کنم بخونین، جالبه ...
______________________________________________________________________________
گويند صاحبدلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گويد. او پذيرفت. نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحبدل برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت: مردم! هر كس از شما كه مى داند امروز تا شب خواهد زيست ونخواهد مرد، برخيزد! كسى برنخاست. گفت: حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است، برخيزد! باز كسى برنخاست. ...گفت: شگفتا از شما كه به ماندن اطمينان نداريد؛ اما براى رفتن نيز آماده نيستيد
ای خدای من
آهنگ تو کردم و امیدم را از روی اعتماد به سوی تو آوردمو دانستم مسئلت های بسیار من در برابر توانگری تو کم است و خواهش های عظیم من در برابر وسعت رحمت تو کوچک است و کرم تو از مسئلت احدی تنگ نمی گردد و دست تو در بخشش ها از هر دستی بالاتر است
باز می گردم به سوی تو در چنین حالتی ...
ممنون از همه دوستان،
می تونم بگم که تنها محبتای شما دوستان بهانه ای شد که بلاگم رو فراموش نکنم، و بازم بیام سراغش ...
این بلاگ به نوعی تمام احساسیه که همیشه با خدای خودم داشتم، و این مدتی که نبودم و به عبارتی این فاصله رو فقط می تونم به این حساب بذارم که این چند وقت یک جورایی فراموشش کردم و حس می کنم ازش دور شدم ...
هر چند می دونم که اون هرگز من رو فراموش نمی کنه ...
برام دعا کنین ... یاحق
پارسال هم دقیقا با همین متن بروز کردم ...
اینقدر که این درخواست زیباست، نتونستم برای پست سال نو بلاگم جز این انتخاب کنم، نیایشی که ملیون ها نفر در زمان تحویل سال زیر لب می خونند ... به امید حتی کوچکترین تغییری خوبی که بتونیم در خودمون داشته باشیم... بهار و زیبایی هاش، بهار و تحول طبیعت، بهار و بارون، بهار و همه ویژگی های منحصر بفردش، هزاران نشونه داره از خدای جمیل و کریم و رحیم ... با آرزوی دست یافتن به معرفتی بیشتر ... بارالها، حال مرا به بهترین حال مبدّل فرما
خداوندا دعای مرا که به سوی توست، بپذیربه ندایم توجه کن به زاریم رحم آور و صوتم را شنونده باش و رشته امید مرا از خود مگسل و پيوند توسلم را از خويش قطع منماى زيرا كه تویى صاحب رحمت پهناور و كرم سرشار
یا رب، چه خطاست از تو غافل بودن
دور از تو و در صراط باطل بودن
هشیار بود هرآنکه دیوانه توست
دیوانگی است شرط عاقل بودن
عجب دنیاییست این دنیا ...
همیشه وقتی مشکلی برامون پیش میاد، وقتی کارمون به جایی میرسه که کسی تو این دنیا دیگه پیدا نمیشه که بهمون کمک کنه، یاد خدا میفتیم و ازش درخواست کمک می کنیم، ولی باز به محض اینکه گرفتاریمون برطرف میشه دوباره فراموشش می کنیم ... حتی برای یک تشکر! خدایا از همه بدی ها و تقصیر های ما بگذر.
گر درپی دنیای دنی تاخته ای
سرمایه و سود هردو را باخته ای با دیده دل نظر بکن برآنچه
با دیده سر دیده و نشناخته ای
خیلی وقت بود که دوست داشتم بلاگم رو بروز کنم، اما دنیا و گرفتاری هاش ...من رو از بلاگم دور کرده ... اینقدر غرق این دنیا می شیم که همه چی رو گم می کنیم، مگه این که موقع نماز یادمون بیاد که خدایی هم هست خدایا ما تو رو فراموش کردیم ... اما تو مارو فراموش نکن ... الحمدالله ...
تنها و بی کس در ظلمت و تاریکی خودم
ودر دلتنگی های راه بی پایانم، گام برمی دارم در حالی که خطاهایم بر دوشم سنگینی می کند
وگناهانم مرا آزار می دهد
تنها و بی کس بر درگاهت تضرع و زاری می کنم و امیدوارمو غیر تو کسی را ندارم، پس به درگاهت آمدم ای خدا، ببخش بنده ای که عاشقانه تو را می خواند که امیدوارست هدایتش کنی قلب و جانم می خواهد به راهت بازگردد و روحم می خواهد با اشتیاق به سویت پر گشاید و تنها آرزویش کسب رضایت تو در روزیست که در درگاهت حاضر می شویم
خدایا تو این دنیای بزرگای خدای مهربون فقط تویی که می دونم همیشه با رویی خوش به من نگاه می کنی فقط تویی که می تونم همیشه روی کمکش حساب کنم فقط تویی که می دونم هیچ وقت از من دلگیر نمی شی و تازه همیشه مواظب من هم هستی پس نذار تو این دنیا احساس تنهایی کنم که تنهایی ... واقعا سخته خیلی دوستت دارم و می دونم که توهم من رو بی نهایت دوست داری امشب دلم خیلی گرفته بود .... احساس تنهایی هم برای خودش عالمی داره .... می بینی کسی نیست که براش دردودل کنی .... واسه همین دلت فقط هوای اون رو می کنه و یاد اون میفته .... ناخودآگاه با خودت خدا خدا می کنی و ... صداش میزنی .... اونم جوابت رو میده ... بعدشم می بینی که دیگه تنها نیستی. نزدیک تر از خودت حتی.
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن زغم های دگر، غیر غم عشقت رها کن تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدايا من از تو یاری می خواهم همچون درخواست کننده ای که احتياجش سخت و نيرويش سست و گناهانش انبوه شده همچون درخواست کننده ای كه براى حاجت خود فريادرسى و براى ناتوانيش نيرو دهندهاى و براى گناهش آمرزندهاى جز تو نمىيابد اى صاحب جلال و اكرام توفيق عملى را از تو مىخواهم كه بوسيله آن هر كه آن را بجا آورد او را دوست دارى
اى معبود من ترا مىستايم توئى كه هنگام بيچارگى دعايم را اجابت كردىو هنگام در افتادن به گناه از لغزشم در گذشتى از تو مسئلت مىكنم كه از من در گذرى و مرا بيامرزى زيرا من بىگناه نيستم كه در برابر مؤاخذه تو حجت آورم و گريز گاهى ندارم كه بگريزم و از تو مىخواهم كه از لغزشهايم درگذرى
خدايا سختي تمامي گرفتاران را گشايشي عنايت كن خدايا تمامي بيماران را شفا وعافيت عطا فرما خدايا ناداري ما را با دارايي خودت تكميل كن خدايا حالات بد ما را به حال خوب تغيير ده كه تو به هر كاری قادر و توانايي
بـاز هـواي سـحـرم آرزوسـت خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت شـكـوه ي غـربـت نـبـرم ايـن زمـان دسـت تـو و روي تـو ام آرزوسـت خـسـتـه ام از ديـدن ايـن شـوره زار چـشـم شـقـايـق نـگـرم آرزوسـت واقـعـه ي ديـدن روي تـو را ثـانـيـه اي بـيـشـتـرم آرزوسـت جـلـوه ي ايـن مـاه نـكـو را بـبـيـن رنـگ و رخ و روي تـو ام آرزوسـت
خدايا پناه مي برم به تو از وسوسههاي شيطانِ رانده شده و فتنهها و فتنه انگيزيهاي او و تكيه كردن بر آنچه در دلها ميافكند و نويدها و فريبهاي او و افتادن به دامهاي او و طمع ورزيدن او در اين كه ما را از جادّهي طاعت تو باز گرداند و به نافرماني تو خوارمان سازد
خدايا به من توفيق تلاش در شکست صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت خوبی بی نمود ، مناعت بی غرور تنهایی در انبوه جمعیت عشق بی هوس و دوست داشتن بی آنکه دوست بدارند روزی کن باتشکر از فانوس
خدايا ببخش آن گناهانی را كه پرده عصمتم را می درد عکس: کاروان نور خدايا ببخش آن گناهانی را كه بر من كيفر عذاب نازل می كند خدايا ببخش آن گناهانی را كه در نعمتت را به روی من می بندد خدايا ببخش آن گناهانی را كه مانع قبول دعاهايم می شود خدايا ببخش آن گناهانی را كه بر من بلا می فرستد خدايا هر گناهی كه مرتكب شده ام و هر خطايی از من سر زده ، همه را ببخش
خــــداونــدا ... ايـنک در حـالی بـه درگـاهـت آمـده ام که بـر خـويـش تـقـصـير و زيـاده روی کـرده ام و عـذر خـواه و پـشيمان و شـکسـته و مـعـذرت جـو و آمـرزش خـواه و تـوبـه کـار و اعـتـراف کـنـنده و اقـرارگـر بـر گـناهـانـم هـستـم گــريـزگـاهـی از کـرده ام نـيـابـم خـــــداونــدا ... و پـناهگاهـی که در کـار خويـش بـدان روی کـنم نـدارم جـزايـنکه پـوزشـم پـذيـری ومـرا درعـرصـه رحـمت خـود آوری پـوزشـم بـپـذيـر و بـر پـريـشـانـيم رحـم آور و مرا از رشـته سـخـت گـناهـانـم بـرهـان
ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است
خداوندى كه بخشنده و بخشايشگر است خداوندى كه مالك روز جزاست پروردگارا!
تنها تو را مىپرستيم؛ و تنها از تو يارى مىجوييم. ما را به راه راست هدايت كن... راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى؛ نه كسانى كه بر آنان غضب كردهاى؛ و نه گمراهان.
الهي ، يكتاي بي همتايي ، بر همه چيز دانايي الهي ، عنايت تو كوه است وفضل تو دريا كوه كي فرسود و دريا كي كاست؟ خدايا ، اي داننده ي رازها ، شنونده ي آوازها اي بيننده ي نمازها ، اي پذيرنده ي نيازها از بنده خطا آيد واز تو عطا
مگر من به غیر تو می شناسم؟ مگر به منزلی جز خانه تو راه می برم؟ مگر دل به معشوق دیگری داده ام؟ مگر پیشانی بر خاک دیگری ساییده ام؟ مگر در هجران دیگری سوخته ام؟ که امید به غیر تو داشته باشم؟ مگر جز تو تمامت خوبیست و مگر نه تمامی خیر به دست توست؟ چگونه در آرزوی غیر تو باشم و آفرینش و فرمان به دست تو باشد؟
یا رب نظری بر من سرگردان کن لطفی بمن دلشدهی حیران کن با من مکن آنچه من سزای آنم آنچه از کرم و لطف تو زیبد آن کن
ای گرداننده چشم ها و دل ها ای اداره کننده شبها و روزها ای دگرگون کننده زمانها و گردشها حال مرا به بهترین حال ، مبدّل فرما
خدای من! کوله بارم اگرچه از توشه راه، تهی است، انباشته از توکل که هست! اگرچه از پنجه های وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است. اگرچه دستم از آنچه کرده است می لرزد و اگرچه موریانه های بیم ، استواری پاهایم را سست کرده است، دلم امیدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف تو اگرچه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیک می کند، آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم می درخشد. اگر خواب سرد زمستانی گناه، دلم را به انجماد کشیده است، نسیم بهاری اعتماد به لطف تو در آوندهای دلم هیجان تازه آفریده است. اگر دانه وجودم در زیر خاکهای غفلت و نسیان، در اشتیاق دیدار خورشید تو، شکفتن را از یاد برده است،
خدایا!
نعمت دادی ، احسان كردی ، زیبایی بخشیدی ، فضیلت دادی ،روزی عنایت كردی ،توفیق دادی ، پناه دادی ، حمایتم كردی و از گناهانم پرده پوشی كردی اگر آنچه تواز من میدانی ، دیگران نیز می دانستند ، هرگز به روی من نگاه نمی كردند و طردم مینمودند ، ولی تو همواره پرده پوشی كردی من آنم که جهل ورزیدم ، من آنم که به سهومبتلا شدم ، من آنم که به خود اعتماد کردم ، من آنم که به گناهانم برگشتم
خدایا، همین من توبه كردم و به درگاهت برگشتهام،
می دانم كه با آغوش باز ازمن استقبال میكنی ،چون هر چه باشد ، تو خدای منی ...
خدايا
براستى دلهاى فروتنان درگاهت بسوى تو حيران است و راههاى مشتاقان به جانب تو باز است و نشانه هاى قاصدان كويت آشكار و نمايان است و قلبهاى عارفان از تو ترسان است و صداهاى خوانندگان بطرف تو صاعد و درهاى اجابت برويشان باز است و دعاى آنكس كه با تو راز گويد مستجاب است و توبه آنكس كه به درگاه تو بازگردد پذيرفته است و
اشك ديده آنكس كه از خوف تو گريد مورد رحم ومهراست و فريادرسى تو براى
كسى كه به تو استغاثه كند آماده است و كمك كاريت براى آنكس كه از تو كمك خواهد رايگان است و وعده هايى كه به بندگانت دادى وفايش حتمى است و لغزش كسى كه از تو پوزش طلبد بخشوده است و كارهاى آنانكه براى تو كار كنند در نزد تو محفوظ است و روزيهايى كه به آفريدگانت دهى از نزدت ريزان است
دارم
گنهان زقطره ی باران بیش از شرم گنه فکنده ام سردرپیش آوازآمد
که غم مخور ای بنده تو درخور خود کنی و ما درخور خویش
اى سرورمن ، اين تويى كه منت نهادى و اين تويى كـه نـعـمـت دادى ، ايـن تـويى كه احسان فرمودى ، اين تويى كه نيكى كردى ، اين تويى كه روزى دادى ، اين تويى كه توفيق دادى ، اين تويى كـه عـطـا كردى ، اين تويى كه بى نياز كردى ، اين تويى كه نگهداشتى ، اين تويى كه پوشاندى اين تويى كه آمرزيدى ، اين تويى كه ناديده گرفتى ، اين تويى كه قدرت وچيرگى دادى ، اين تويى كه عزت بخشيدى ، اين تويى كه كمك كردى ، اين تويى كه پشتيبانى كردى ، اين تويى كه شفا دادى ، اين تويى كه عافيت دادى ، بـزرگـى و بـرتـرى از تـو اسـت و ستايش هميشه مخصوص تو است و سپاسگزارى دائمى و جاويد از آن تواست ...
الهی!
در سر آب دارم، در دل آتش
در باطن ناز دارم، در ظاهر خواهش در دریایی نشستم که آن را کران نیست به جان من دردیست که آن را درمان نیست
دیده من بر چیزی آمد که وصف آن را زبان نیست
خداوندا! با
نگاهت، که خواب ندارد، نگاهبانی ام کن و در پناه استوار خود – که سستی نپذیرد - بگیرم به نیرویی که بر من داری، مرا بنواز تباه
نگردم ، آنجا که تو امیدم باشی چه بسیار نیکی هایی که بر من روا داشتی ،
و سپاسگزاری من از تو، به پاس آنها، کم بود چه بسیار آزمونهایی که در آنها افکندی ام ، و شکیبایی من بر آنها ، به خاطر تو، اندک بود اکنون ، ای کسی که سپاسگزاریم در برابر نیکی اش ، کم بود و بی بهره ام مگذاشت ای آنکه شکیبایی ام در آزمونش کم بود و خوارم مگرداند ای که در گناه دیدی ام و رسوایم نساختی ....
ما ز بالاییم و بالا می رویم ، ما ز دریاییم و دریا می رویم ما از آن جا و از این جا نیستیم ، ما ز بیجاییم و بیجا می رویم لااله اندر پی الالله است ، همچو لا ما هم به الا می رویم قل تعالوا آیتیست از جذب حق ما ، به جذبه حق تعالی می رویم کشتی نوحیم در طوفان روح لاجرم بی دست و بی پا می رویم همچو موج از خود برآوردیم سر ، باز هم در خود تماشا می رویم راه حق تنگ است چون سم الخیاط ، ما مثال رشته یکتا می رویم هین ز همراهان و منزل یاد کن ، پس بدانک هر دمی ما می رویم خواندهای انا الیه راجعون ، تا بدانی که کجاها می رویم اختر ما نیست در دور قمر ، لاجرم فوق ثریا می رویم همت عالی است در سرهای ما ، از علی تا رب اعلا می روی
الهی ، دانی به چه شادم ؟ با آن که نه به خویشتن به تو افتادم ، الهی ، دلی دارم پردرد و جانی پرزحیر ، عزیز دو گیتی ! این بیچاره را چه تدبیر ؟
یا رب مکن از لطف پریشان ما را هر چند که هست جرم و عصیان ما را ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم محتاج بغیرخود مگردان ما را
ای فضل تو دستگیرمن دستم گیر سیر آمده ام زخویشتن دستم گیر تا چند کنم توبه تا کی شکنم ای توبه ده و توبه شکن دستم گیر
La ilaha illallah . Muhammad rasulallah .‘Alayhi salatullah Children are wearing new clothes Bright colures fill the streets Their faces full of laughter Their pockets full of sweets Let us rejoice indeed in rows straight and neat Their Lord they remember, His name they repeat Their hands are raised to the sky They supplicate and plead On this blessed day Forgive us they entreat
رمضان مــــــــاه صفا مـــــــــاه تمنا و دعا رمضان مـــــــاه سفر مــــــاه رسيدن به خدا رمضان مـــــــاه صعود از در دل بــر در دوست
بسم الله الرحمن الرحیم ------------------------------------------- رَبَّنَا لاَتُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْهَدَيْتَنَاوَهَبْ لَنَامِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از آنكه به حق هدايت فرمودي ، و به ما از لطف خويش اجر كامل عطا فرما كه همانا تويي بخشنده بي عوض و منت . lord, do not cause our hearts to swerve after you have guided us. grant us your mercy. you are the embracing giver. سوره آل عمران - آيه شماره 8 ------------------------------------------- إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من روي به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهرباني فرما كه تو بهترين مهربانان هستي . among my worshipers there were a party who said: "lord, we believed. forgive us and have mercy on us: you are the best of the merciful." سوره مومنون - آيه شماره 109 ------------------------------------------- إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا آنگاه كه آن جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطا فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز . when the youths sought refuge in the cave, they said: 'lord give us from your mercy and furnish us with rectitude in our affair سوره كهف- آيه شماره 10 ------------------------------------------- وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ چون آنها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر و استواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران ياري فرما . when they appeared to goliath and his soldiers, they said: 'lord, pour upon us patience. make us firm of foot and give us victory against the nation of unbelievers. سوره بقره - آيه 250
ما در دو جهان غیر خدا یار نداریم ما جز غم او هیچ دگر كار نداریم
دعاى پيامبر(ص) هنگام رويت هلال رمضان : «اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام، و العافية المجللة و الرزق الواسع، و دفع الاسقام، اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا، و تسلمه منا و سلمنا فيه» پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.
الهی به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده . الهی راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر . الهی چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است . الهی چو تو حاضری چه جویم و چو تو ناظری چه گویم .
ای دل سر آرزو به پای اندر بند امید به فضل راهنمای اندر بند چون حاجت تو کسی روا مینکند نومید مشو دل به خدای اندر بند
من نه به خويش مي روم جذبه دوست مي برد قوت من کجا بود
قدرت اوست مي برد
دلبرم اوست از ازل دل ندهم به غير او چونکه حبيب من دلم روي بروست مي برد جمله جهان به ذکر او، در شب وروز ذاکرند صبر وقرار عاشقان نغمه هوست مي برد باده عشق ساقيان صلا زدند به خاص و عام هر که به قدر حال خود جام سبوست مي برد خانه دل بود مدام منزل فکر و ذکر تو عقل و خيال فاتح آن روي نيکوست مي برد
با صنع تو هر مورچه رازی دارد * با شوق تو هر سوخته سازی دارد ای خالق ذوالجلال نوميد مکن * آن را که به درگهت نيازی دارد
الهی : دلی ده که طاعت افزاید ، طاعتی ده که به بهشت رهنمون آید ،علمی ده که دراوآتش هوا نبود ، عملی ده که دراوآب ریا نبود ، دیده ای ده که غرربوبیت توبیند ، دلی ده که ذل عبودیت تو گزیند . نفسی ده که حلقه بندگی تو در گوش کند ، جانی ده زهرحکمت را به طبع نوش کند .
در پيش بيدردان چرا فرياد بي حاصل كنم گرشكوه اي دارم زدل با يار صاحبدل كنم در پرده سوزم همچو گُل درسينه جوشم همچو مُل
مرا كه با تو شادم پريشان مكن ای خدا به پای اين پيمان |
Designed by Behzad Hassani




































